Page Info
Google PageRank Checker Powered by  MyPagerank.Net
کد خبر: 2661
یکشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ | ۱۴:۰۶ ب٫ظ
عباس پورخصالیان:
به مناسبت سالروز تشکیل شورای عالی فضای مجازی
هنوز نوعا اسیر مناسبت‌ها هستیم تا ببینیم کجاییم؟ چه کرده‌ایم؟ و چه می‌کنیم؟

عباس پورخصالیان – هنوز نوعا اسیر مناسبت‌ها هستیم تا ببینیم کجاییم؟ چه کرده‌ایم؟ و چه می‌کنیم؟
صبح روز هفدهم اسفند ۹۳ به جلسه‌ای در مرکز تحقیقات مخابرات ایران دعوت شده بودم. هنگامی‌که به مرکز رسیدم، پوستری بزرگ دیدم با جمله‌ای از رهبر انقلاب اسلامی: «فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی‌ اهمیت دارد». احساس کردم، سه سال پیش این جمله را جایی شنیده بودم، اما یاد ندارم چیزی درباره آن خوانده باشم. پس به خود گفتم، بهتر است تفسیر این هفته “عصر ارتباط” را به معادله «اهمیت فضای مجازی = اهمیت انقلاب اسلامی» اختصاص دهم.
«اینترنت، هدیه‌ای از جانب خداست»
ابتدا به این فکر افتادم جمله رهبر انقلاب را مقایسه کنم با جمله پاپ فرانسیس که تاکنون چند بار گفته است: «اینترنت، هدیه‌ای از جانب خداست» تا ببینم دیدگاه رهبر مذهبی مسیحیان و دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی ‌ایران چه تفاوت‌هایی نسبت به هم دارند.
در بررسی‌ام معلوم شد، واکنش کاربران غربی اینترنت به جمله پاپ، دوگانه بوده است:
• برخی از منتقدان به این اظهار نظر پاپ واکنش منفی نشان دادند و ضمن بیان این که پاپ جزو آرمان‌گرایان سایبری (Cyber utopians) نیست، نوشتند: این جمله ناقص است. اگر اینترنت، هدیه‌ای از جانب خدا باشد که نیست، هدیه به سازمان‌های جاسوسی است! تفسیرگر دیگری با یادآوری این نکته که در آغاز اختراع لوکوموتیو و خط آهن، این میسیونرهای مسیحی بودند که جاده صافکن استعمار شدند، نوشت: تو را به خدا، اینترنت را ابزار استعمار نوین نکنید! کاربری هم معتقد بود: پاپ به خوبی آگاه است که اینترنت برساخته وزارت دفاع آمریکا است و اگر “هدیه” به حساب آید، “هدیه” خدا نیست بلکه دانه‌پاشی و طعمه‌گذاری شیطان است برای استعمار اطلاعاتی جهان، پس از پایان جنگ سرد.
• واکنش بسیاری از کاربران نیز، مثبت بود: پاپ این جمله را نخستین بار در روز جهانی مخابرات سال ۲۰۱۳ بیان کرده و هدفش زدودن ترس مسیحیان خشک مقدس از به‌کارگیری اینترنت است. پاپ می‌خواهد، مسیحیان جهان را دلداری دهد که شبکه‌وندان این زیست‌محیط دیجیتالی بشوند و در آن به تبلیغ دیدگاه‌های مذهبی خود و ترویج مسحیت بپردازند.
اکنون می‌توانم فتوای عملگرای پاپ درمورد اینترنت را با توصیف انقلابی رهبر از فضای مجازی مقایسه کنم:
 جمله «فضای مجازی به اندازه‌ انقلاب اسلامی ‌اهمیت دارد»، حدودا ۲ ماه زودتر از اظهار نظر پاپ، بیان و منتشر شد. قبل از طرح ایجاد شورای عالی فضای مجازی نیز ایشان بارها بر اهمیت این رسانه و استفاده درست دولت و مردم از آن، تاکید کرده بودند.
 جمله‌ «فضای مجازی به اندازه‌ انقلاب اسلامی ‌اهمیت دارد»، حاوی حکمی‌ الزام‌آور برای همه کاربران ایران و مسوولان کشور است. لکن به عقیده من، هنوز درباره معنا و مفهوم عمیق آن به اندازه کافی بحث نشده است.
 ایشان در تبیین جمله‌ «فضای مجازی به اندازه‌ انقلاب اسلامی ‌اهمیت دارد»، می‌افزایند: «باید در فضای مجازی انقلاب اسلامی‌کرد» و در مقام تشبیه می‌گویند: «این فضا، مثل یک رودخانه‌ پر از آب و خروشان است که می‌آید و دائما هم بر آب آن افزوده و خروشان‌تر می‌شود. اگر ما برای این رودخانه تدبیر کنیم و برنامه داشته باشیم؛ زه‌کشی کنیم و هدایت کنیم این رودخانه را تا به سد بریزد، می‌شود فرصت. اگر رهایش کنیم و برنامه‌ای برای آن نداشته باشیم، می‌شود یک تهدید».
 یکی از اعضای محترم شورای عالی فضای مجازی درک کلی خود را از این جمله، چنین بیان می‌کند: “ایشان تاکید بسیاری بر اهمیت این فضا و لزوم مدیریت آن دارند؛ به گونه‌ای که همه‌ ارکان نظام باید نقش خاص خود را با حضوری فعال در این فضا ایفا کنند”. وی اما نمی‌گوید که این “نقش خاص” چیست.
 وی می‌گوید: رهبر انقلاب خود تصریح می‌کند که اگر رهبری جامعه را به عهده نداشتم، ریاست شورای عالی فضای مجازی را خود به عهده می‌گرفتم. او می‌افزاید: رهبر انقلاب به همین نکته هم اکتفا نکردند و در فرصت دیگری گفتند: «من حاضرم به عنوان یک کارشناس در این شورا نیز حضور داشته باشم». به رغم این نقل قول از رهبر، ندیده و نشنیده‌ام که برای تشکیل یک جلسه شورا در حضور ایشان اقدام شده باشد.
 عضو محترم شورای عالی فضای مجازی می‌افزاید: این شورا، سیاست‌گذار اصلی و محوری فضای مجازی کشور‌ خواهد بود. وی اما نمی‌گوید “فضای مجازی کشور”‌ چیست؟ و اگر شورا، سیاست‌گذار اصلی و محوری فضای مجازی کشور‌ است (که بدون شک هست) پس چرا «خواهد بود»؟ بفرمایید «هست!» و نشان دهید که چگونه چنین است.
 برنامه‌ریزی کلان، نظام‌سازی، تعریف و تعیین قلمرو پروژه‌های ملی و نظارت بر آنها، تقسیم کار ملی بین دستگاه‌های اجرایی فعال و ایجاد هماهنگی بین آنها در این حوزه، در کنار پایش مستمر فرصت‌ها و تهدیدهای این حوزه و نیز ایجاد بسترهای لازم برای تولید محتوای بومی‌ متناسب با هویت ایرانی- اسلامی، از مسوولیت‌های اصلی این شورا به حساب می‌آید.
اما من، از تمام توصیف‌های مذکور، مایلم بر سه مسوولیت شورا، ۱) تقسیم کار ملی بین دستگاه‌های اجرایی فعال؛ ۲) ایجاد هماهنگی بین آنها در این حوزه، و ۳) نظام‌سازی شورا، تاکید و تکیه کنم. این سه مسوولیت، درخواست‌های حداکثری خاصی را از اعضای شورا طلب می‌کند که در زیر به شرح نمونه‌هایی از آن می‌پردازم.
نمونه‌هایی از درخواست‌های حداکثری از شورای عالی فضای مجازی
 در مبحث سیاست‌گذاری ملی برای انقلاب در فضای مجازی، حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا)، محور توسعه ملی تعیین شود!
 در نقشه علمی‌ کشور تجدید نظر و «فاوا در خدمت توسعه» به عنوان راهبرد توسعه صنعتی کشور، قانونی شود!
 کوتاه‌مدت پس از ابلاغ رسمی ‌سیاست‌های کلی نظام در برنامه ششم توسعه، سیاست‌های بخشی در حوزه فاوا به تفکیک زیربخش‌های صنعت نرم افزار، سخت افزار، شبکه سازی، خدمات، کاربرد و محتوا، از آن مشتق، تدوین و تصویب شوند!
 محورهای سیاست‌های بخشی فاوا و محورهای سیاست‌های فرابخشی فاوا در برنامه ششم توسعه با اولویت‌های سیاست‌گذاری در صنعت فاوا و اولویت‌های سیاست‌گذاری برای استفاده فرابخشی از کاربرد‌های فاوا و ابزارهای سیاستی اجرای اولویت‌ها و ساختار اجرای مناسب برای تحقق اهداف برنامه ششم توسعه در حوزه فاوا تعیین شوند!
 اهداف برنامه ششم توسعه در حوزه فاوا به شرح زیر تعیین شوند:
 رفع برخی کمبودهای پنج برنامه گذشته، مانند سیاست‌گذاری فرابخشی/ملی با هدف (الف): توزیع عادلانه و استطاعت‌پذیر دسترسی و واگذاری خدمات ارتباطی جهت بهره‌مندسازی عموم از رسانه‌ها و شبکه‌ها، خدمات و کاربردهای فاوا، به‌خصوص برای ناتوانان و کم‌توانان جسمی ‌و ذهنی [به رغم قانون حمایت از معلولان، تاکنون برای ناتوانان و کم‌توانان جسمی ‌و ذهنی، جانبازان و حادثه‌دیدگان، برای توزیع عادلانه و استطاعت‌پذیر دسترسی و واگذاری خدمات ارتباطی مجانی یا ارزان جهت بهره‌مندسازی ایشان از رسانه‌ها و شبکه‌ها، خدمات و کاربردهای فاوا، کاری نشده است] به علاوه برای اقشار آسیب‌پذیر، روستاییان و مرزنشینان (ب): سیاست‌گذاری برای حفظ محیط زیست با استفاده از نظریه «فاوای سبز» (Green ICT)؛ (ج): کاستن از گسل دیجیتالی درون‌جنسیتی (intra-gender) و میان‌جنسیتی (inter-gender)؛ (د): تقویت شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی، به ترتیب به عنوان عالی‌ترین بازوی مشورتی مقام معظم رهبری در حوزه فاوا، و عالی‌ترین اَبَررگولاتوری بخش و فرابخش فاوا.
 ظرفیت‌سازی و ارتقای منابع انسانی در بخش فاوا و زیربخش‌هایش: صنعت پدیدآوری نرم‌افزار، تولید سخت‌افزار، شبکه‌سازی، تدارک خدمات، تامین کاربرد و تولید محتوا.
 ظرفیت‌سازی و ارتقای منابع انسانی دولت و آحاد کاربران در راستای استفاده بهینه از توانایی‌های فاوا جهت رفع استضعاف و توانمندسازی فرابخشی.
 هدف‌گذاری برای بهره‌ورسازی اقتصاد ملی به ویژه بخش خصوصی و تعاونی، به کمک کاربری‌های فاوا
 رسیدن به رشد موزون در تمام زیربخش‌های صنعت فاوا، و تضمین رشد موزون در سایر بخش‌ها، همگام با توسعه بخش فاوا.
 ایجاد مدیریت مقررات‌گذاری ارتباطات و اطلاعات دولتی صرفا برای رفع نیازمندی‌های ارتباطی/ اطلاعاتی دستگاه‌های دولتی و جداسازی آن از رگولاتوری بخش فاوا.
 اصلاح مواد مربوط به تنظیم مقررات در قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در راستای اهداف زیر:
o ایجاد مدیریت دولتی مقررات¬گذاری ارتباطات و اطلاعات (مذکور)، جدا از نهاد بخشی مقررات¬گذاری ارتباطات و اطلاعات؛
o یکپارچه‌سازی رگولاتوری بخش ارتباطات از طریق سازمان‌دهی اندام‌وار به پاره‌های کنونی آن: «کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات»، «سازمان تنظیم مقررات ارتباطات» و «مدیریت ارتباطات رادیویی» [در ادبیات مقررات‌گذاری، همواره صحبت از regulation body است، در حالی که در ایران این body به چهار تکه یعنی سه پاره مذکور به علاوه وزیر، مثله شده است.]
o غیر دولتی‌سازی رگولاتوری خارج از وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات (به عنوان NGO)
o قانون‌گذاری برای ایجاد نهادهای مقررات‌گذاری (زیررگولاتوری‌های) تکمیلی برای زیربخش‌های بخش فاوا (مانند زیررگولاتوری صنعت تولید محتوای دیجیتالی)
o یکپارچه‌سازی این زیربخش‌ها ذیل رگولاتوری بخش فاوا، مستقل از دولت.
o استقرار این رگولاتوری بخشی ذیل مرکز ملی فضای مجازی.
o با توجه به این که اکثر اعضای شورا را دولتی‌ها تشکیل می‌دهند: تعریف قانونی مرکز ملی فضای مجازی به عنوان اَبَررگولاتوری ملی در عرصه ارتباطات، فناوری اطلاعات و فضای سایبری.
 هماهنگ‌سازی رگولاتوری‌های تمام بخش‌های صنعتی و خدماتی کشور، مثل بخش خودروسازی، بخش انرژی، بخش پتروشیمی‌ و امثالهم با رگولاتوری و اَبَررگولاتوری بخش فاوا.
 تعیین کارگروهی برای مرور جمیع اسناد بالادستی از برنامه اول توسعه تاکنون، تجزیه و تحلیل، ارزیابی آنها برای یافتن کاستی‌هایشان و رفع آنها.
 سهم‌خواهی از بازارهای منطقه‌ای و جهانی و بازارشناسی، بازاریابی و بازارنمایی به کمک هیأت دولت و وزارت امور خارجه. (اکنون با پذیرش EPEG و سرمایه‌گذاری در آن، ایران به “پُل نوری امن” و “ترانزیت آی.اِس.پی جهانی” ارتقا یافته، بدون آن که بر نقش مهم خود آگاه باشد. این در حالی است که همه بزرگراه‌های نوری بین‌المللی کشیده شده از باب المندب تا تنگه هرمز، در سده بیست ویکم ناامن شده‌اند و جهان در میان‌مدت و شاید در بلندمدت نیز، در استفاده از کشور ایران و “پُل نوری امن” اَش به عنوان “ترانزیت آی.اِس.پی جهانی” هیچ گزیر و گریزی ندارد. حال که ایران، کشور کوچک آذربایجان را به “هاب ارتباطی/ اطلاعاتی” منطقه تبدیل کرده، نباید تنها به اخذ “حق عبور” بسنده کند. حق ما، سهم خواهی از جهان است برای ‌هاب شدن در همه زمینه‌ها! این است معنی«اهمیت فضای مجازی = اهمیت انقلاب اسلامی»)
 با همکاری مجمع تشخیص مصلحت نظام و در صورت اخذ توافق رهبری، بازطرح اصل چهل و چهارم قانون اساسی در شورای عالی فضای مجازی به منظور تعیین حوزه‌های حاکمیتی و تصدی‌گری صدا و سیما، با هدف صدر و ذیل کردن این حوزه‌ها و تعیین دو رگولاتوری برای “ظرف” و “مظروف” سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ‌ایران. به درستی که “ظرف” سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ‌ایران، مخابرات و ارتباطات و “مظروف” آن، محتوا است. لذا، “ظرف” سازمان صدا و سیما به صنعت، بخش و رگولاتوری بخش ارتباطات تعلق دارد؛ و “مظروف” آن به صنعت، بخش و رگولاتوری محتوا.
 تفکیک حوزه فراهم‌آوران شبکه‌های خصوصی/ تجاری پخش رادیو-تلویزیونی از فراهم‌آوران شبکه‌های عمومی/ حاکمیتی پخش رادیو-تلویزیونی.
 استمرار، تداوم و حفظ فراهم‌آوران شبکه‌های عمومی/ حاکمیتیِ پخش رادیو-تلویزیونی کما فی‌السابق ذیل نهاد فراقوه‌ای رهبری و تحت نظارت شورای عالی سرپرستی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، به شیوه کنونی.
 قانونی کردنِ آزادسازیِ حوزه پخش رادیویی/ تلویزیونی، و ایجاد زیربخش پخش رادیویی/ تلویزیونی در بخش فاوا.
 ایجاد نظام فنی ضوابط و معیارهای حوزه فاوا با فعالیت همه‌جانبه در مجامع استانداردسازی جهانی فاوا، نهادهای استانداردسازی منطقه‌ای، ملی و شرکتی در حوزه فاوا به کمک واحدهای نظام فنی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور.
 گذار از حضور فیزیکی در مجامع بین‌المللی و جهانی فاوا به صحنه گردانی و مشارکت فعال در راهبری آنها.
 پیش‌بینی انواع رشته‌های دانشگاهی (ICT Forensics) شاملِ اقتصاد فضای سایبری، حقوق فضای سایبری، امنیت فضای سایبری، مدیریت ملی فضای سایبری، رفتارشناسی شبکه‌وندان فضای سایبری، بوم‌شناسی فضای سایبری، و غیره….
 کوشش برای امضای کنوانسیون جهانی مالکیت معنوی و قانونی کردن آن از طریق ابلاغ رهبری و مجلس شورای اسلامی.
 گذار از “پاروزنی” به “سکانداری” در اقیانوس فاوا و کمک به دولت برای گذار از “دولت یارانه‌دهنده به مصرف‌کننده” به دولت کارآفرین در حوزه فاوا، دولتی که به جای اخذ ابتدا به ساکن میلیاردها تومان در ازای صدور مجوز فعالیت “استارت‌آپ”‌های حیاتی (مثل فراهم‌آور شبکه دسترسی نوری، فراهم‌آور ماهواره، فراهم‌آور کاربرد و فراهم‌آور محتوا)، انجام و اجرای کامل برخی از حلقه‌های زنجیره ارزش صنعتی را رأسا به عهده می‌گیرد و با آماده سازی شرایط، انجام و اجرای ادامه بسیاری از آنها را به بخش غیر دولتی وا می¬گذارد.
خلاصه این که «فضای مجازی به اندازه‌ انقلاب اسلامی‌ اهمیت دارد» یعنی فضای سایبری، virtual نیست، actual و factual است؛ فاوا به عنوان فناوری، خودرویی بی‌سکاندار و “فرمان‌دار” نیست؛ بلکه ما باید فرمانش را با قدرت در دست بگیریم. اعضای شورای عالی فضای مجازی نباید “پاروزنی” کنند بلکه باید در همه سطوح و لایه‌های فضای سایبری، به کمک همه ظرفیت‌های کشور سکانداری و “فرمان‌داری” کنند و بکوشند در راستای تحقق اهداف انقلاب، در فضای بیکران سایبری، انقلابی جانانه به پا کنند




« اخبار فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران – آفاوا »

ارسال دیدگاه

تصویری
آخرین خبرها

تمامی حقوق مادی و معنوی متعلق است به پایگاه خبری، تحلیلی آفاوا
دارای مجوز پایگاه خبری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی